![]() |
![]() |
|
|
شعری برای تو با گذشت چند سال از دوریمان ... هنوزم چشمای تو، مثل شبای پر ستاره ست هنوزم وقتی می خندی، دلم از شادی می لرزه اما افسوس تو رو خواستن،دیگه دیره؛ دیگه دیره تا گلی بر سر ایوون تو پژمرد و فرو ریخت دوری بین من و تو؛دوری باغ و تماشاست
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 18:59 توسط امير |
|
|
با سلام خدمت همه بچه های عزیز بالاخره خدمت ما هم تموم شد و اول بهمن ماه کارهای تصفیه ام ران انجام دادم . با اینکه سخت گذشت ولی خاطرات وتجربیات زیادی برام داشت و اگه وقت شد شاید مطلبی را در این مورد نوشتم .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 18:56 توسط امير |
|
|
سلام بعد از مدتها دوباره سری به وبلاگم زدم خواستم مطلبی را بنویسم اما ... خوب شاید حسش نبود راستی این مدت اعزام شدم به خدمت سربازی ، تازه آموزشی را تموم کردم . برام دعا کنید زودتر تموم بشه ... حرفهای زیادی دارم برای گفتن ... تا بعد ...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 19:52 توسط امير |
|
|
تو حرفت را بزن |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 11:24 توسط امير |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم دی 1389ساعت 19:16 توسط امير |
|
|||
|
اندرونم خانه ام ابر است و بیرون آفتاب از تو حکایت میکنه
بی تو مثل همیشه ام یه دیوونه که میخونه چشم انتظارم که بیای از جاده های بی سوار بیا که زلفای بهار بی دست تو پریشونه اون همه سوگندو قسم پیچیده تو دالون ما تموم حرفای تورو بارون و باد یادشونه خالی تراز یه بیشه ام بی تو بی خاکو ریشه ام بی تو مثل همیشه ام یه دیوونه که میخونه خالی تراز یه بیشه ام بی تو بی خاکو ریشه ام بی تو مثل همیشه ام یه دیوونه که میخونه از تو حکایت میکنه درو دیوار این خونه خونه غریبو خلوته تو رو میگیره بهونه خالی تراز یه بیشه ام بی تو بی خاکو ریشه ام بی تو مثل همیشه ام یه دیوونه که میخونه خالی تراز یه بیشه ام بی تو بی خاکو ریشه ام بی تو مثل همیشه ام یه دیوونه که میخونه چشم انتظارم که بیای از جاده های بی سوار بیا که زلفای بهار بی دست تو پریشونه اون همه سوگندو قسم پیچیده تو دالون ما تموم حرفای تورو بارون و باد یادشونه خالی تراز یه بیشه ام بی تو بی خاکو ریشه ام بی تو مثل همیشه ام یه دیوونه که میخونه خالی تراز یه بیشه ام بی تو بی خاکو ریشه ام بی تو مثل همیشه ام یه دیوونه که میخونه خالی تراز یه بیشه ام بی تو بی خاکو ریشه ام بی تو مثل همیشه ام یه دیوونه که میخونه
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 19:26 توسط امير |
|
|
شعر عاشقانه «تو نیستی که ببینی» از دفتر شعر «از خاموشی» فریدون مشیری تو نیستی که ببینی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 18:18 توسط امير |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اسمم امير كوتاه كوتاه چون وجودم براي هيچ كس مهم نبوده
هر چه گشتيم در اين شهر نبود اهل دلي تا بداند غم دلتنگي و تنهايي ما خونه گرم عشق ما بی تو چه بی فروغه، گریه من حقیقی و خنده من دروغه، روزایی که نیومدی وای که چه حالی داشتم، مثل گذشته های دور... کاشکی دوستت نداشتم...! |
| پیوندها |
|
آتیش پاره ( همصدا ) EloQueNt ( عاشق عکاسی ) تنهای تنها برای عشق کلبه صمیمی کاغذ پاره پارمیس دلتنگیهای شکوه عروسک کوکی عاشق آبي |
|
RSS
|